بالا بردن مقام زبان لاتيني در ميان زبان‌هاي ديگر به نويسندگان آثار ديني محدود نمي‌شد، چون فضلا در اروپاي كاتوليك به لاتيني تحصيل مي‌كردند و به سبب پيوندهاي كليسايي‌، آثار نخبه‌ٴ فلسفي و علمي آنان تنها به زبان لاتيني خوانده مي‌شد.1 بدين‌سان براي هر اديبي در اروپاي باختري لاتيني نه‌تنها زبان دين و الاهيات‌، بلكه زبان علم و آگاهي نيز بود؛ لاتيني‌ برايشان درست مانند عربي بود براي مسلمانان‌.
بايد انتظار داشت كه زباني به اين اهميت و تقدس مورد كندوكاو قرار گيرد و در اين مورد جاي نوميدي نيست‌. در واقع مطالعه‌ٴ دستور زبان و تقريباً تنها دستور زبان لاتيني‌، يكي از مطالعات مورد علاقه‌ٴ اين عصر بود. دستور زبان قديمي دوناتوس (چهارم ـ 1) و پريسكيان‌ (ششم ـ 1) هنوز اعتبار خود را داشت و هرچندگاه يك بار از طريق شرح‌هايي كه بر آن نوشته‌ مي‌شد رونق مي‌گرفت‌، از قبيل منظومه‌ٴ ابرهارد بتوني (سيزدهم ـ 1)، الكساندر ويلديويي‌ (سيزدهم ـ 1) و هوگواسپكتزهارت‌؛ يا رساله‌هاي رابرت كيلواردبي دومينكي انگليسي‌ (سيزدهم ـ 2) يا يون فرانسوي‌. احتمالاً براي منظورهاي خيلي عملي از قديم‌ترين سبك‌ دستور زبان استفاده مي‌شد. ولي از سده‌ٴ سيزدهم به بعد برخي فيلسوفان از آن ناخشنود بودند. آنان چيزي عميق‌تر مي‌خواستند يا اقلاً چيزي كه استعاره را به سطح بالاتري برساند، و خواستار رابطه‌ٴ نزديك‌تري ميان دستور زبان و منطق بودند، حتي ميان دستور زبان و فلسفه و دستور زبان‌ و زندگي‌. مآخذ اصلي آنان باري ارمينياس ارسطو و شرح‌هاي آن‌، به‌ويژه شرح بوئتيوس (ششم ـ 1) بود. آگاهانه يا ناآگاهانه برخي افكار رواقي درباره‌ٴ زبان را كه زنون قبرسي (چهارم ـ 2ب‌م‌) و ديوجانس بابلي (دوم ـ 1 پ‌م‌) مطرح ساخته بودند احيا كردند. يكي از نخستين كتاب‌ها درباره‌ٴ بحث نظري از دستور زبان به جان گارلندي انگليسي (سيزدهم ـ 1) منسوب است‌. او مدتي درپاريس كار مي‌كرد و برخي ((معني‌گرايان‌)) از قبيل بوئتيوس داسيايي (سيزدهم ـ 2)، احتمالاً الهامات خود را در اين زمينه از همان دانشگاه پاريس گرفته‌اند. ((معني‌گرايان‌)) كه به فيلسوفان نحوي اطلاق مي‌شد، به پژوهش در پيوند ميان كلمات (يا نمادهاي ديگر) و افكار مشغول بودند. نام آنان از يك اصطلاح مورد علاقه‌شان modi significandi آمده‌ است‌. آنان به significatio ، يعني معناي معنا علاقه داشتند و به شيوه‌اي خام‌


1 .براي فهرستي از آنها نك (1938) Sarton ؛ آسان‌ترين راه بررسي نسخه‌ٴ عكسي ص 125 ـ 156 است‌.